العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

280

شرح كشف المراد ( فارسى )

اين عمل است بايد عمل حرام يا مكروه باشد كه صفت زائده در حرام همان مفسده ملزمة است و در مكروه همان رجحان ترك و مرجوحيت فعل است با اين محاسبه در حقيقت مباحات متعلق تكليف نيستند و در آنها عقل هم استقلالا حاكم است به اينكه : الاصل فى الاشياء الاباحه . ج : شرائط مكلّف [ به صيغهء اسم فاعل ] يعنى خداوند : مكلّف بايد داراى سه شرط باشد تا تكليف و خطاب از ناحيهء وى بايسته باشد و آن شرائط عبارتند از : 1 - بايد خداوند به صفات فعل يعنى مصالح يا مفاسد آن آگاه باشد تا مبادا ما را به ايجاد قبيح فرمان دهد و يا از انجام واجب و حسن منع فرمايد و خلاصه بداند كه كدام افعال مصلحت دارند و به همانها امر كند و يا كدام كارها مفسده دارند و از آنها منع كند . 2 - بايد خداوند به مقدار ثواب و عقاب هر كارى آگاه باشد يعنى بداند كه فلان كار چند درجه پاداش دارد و فلان كار ديگر چند درجه كيفر دارد و گرنه ارزش كار بزرگتر اى چه بسا نزد وى كوچك جلوه كند . بايد مكلّف حكيم باشد يعنى كار قبيح از او صادر نشود تا مبادا به وظيفه‌اش اخلال نموده و ثوابى را به مستحق آن نرساند . د : شرائط مكلّف [ به صيغه اسم مفعول ] يعنى انسانها : مكلّف نيز بايد داراى سه شرط باشد تا با وجود آنها تكليف به او صحيح و روا و بايسته باشد و آنها عبارتند از : 1 - قدرت بر انجام فعل داشته باشد بنا بر اين تكليف انسان عاجز و ناتوان قبيح است . 2 - علاوه بر قدرت بايد علم به تكليف هم داشته باشد بنا بر اين انسان جاهل و لو مكلف واقعى باشد امّا مكلف فعلى نيست و بقول قرآن : لا